خرید بک لینک

وقتی که دارم این مطلب رو مینویسم صورتم خیسه و نمدونم اصن روزی میاد که بخونیش یا نه انقدر گند زدم تو این سال ها و هی رنجوندمت تا خودت رو ازم گرفتی و بدترین شکل ممکن زندگیم رقم خورد بعد این موضوع تازه فهمیدم چی رو از دست دادم و مثل سگ دنبال بدست اوردنتم نمدونم میشه روزی دوباره کنارت باشم و فقط نگاهم کنی یا نه ولی از همون خدایی که از اول همه چیو سپردی دستش همین رو فقط میخوام ببخش حالم خوبنیست که بیشتر بنویسم و صفحه رو واقعانمیبینم درست امیدوترم اگر روزی خوندی بدونی داود هیچ وقت نمیخواس از دست بده و امیدوارم روزی که اگراینو خوندی زنده باشه و بدونی درست شده و نگاهت ازش دریغ نکنی....

برچسب: نویسنده: هستی کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:40

صفحه بندی